تبليغاتX
محسن خیری - مردی برای تمام فصول !!!
كشكول قرن 21 MOHSEN KHEIRI
 
بي تو طوفان زده ي دشت جنونم
صيد افتاده به خونم
تو چه سان مي گذري غافل از اندوه درونم؟
بي من از كوچه گذر كردي و رفتي
قطره ي اشك درخشيد به چشمان سياهم
تا خم كوچه به دنبال تو لغزيد نگاهم
تو نديدي
نگهت هيچ نيفتاد به راهي كه گذشتي
چون در خانه ببستم
دگر از پاي نشستم
گويي آ زلزله آمد
گويي آ خانه فروريخت سر من
بي تو من در همه ي شهر غريبم
بي تو كس نشنود از اين دل شكسته صدايي
برنخيزد دگر از مرغك پربسته نوايي
تو همه بود و نبودي
تو همه شعر و سرودي
چه گريزي ز در من كه ز كويت نگريزم
گر بميرم ز غم دل با تو هرگز نستيزم
من و يك لحظه جدايي نتوانم نتوانم
بي تو من زنده نمانم!
فرستنده: خانم باران
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 13:21  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
در هفته ای که منتهی به امروز بود اتفاقاتی در سطح کشور رخ داد که بی شک بازتابی از خواسته ها و انتظارات حق طلبانه مردم ایران است. بدون در نظر گرفتن عده اندک فرصت طلب که متاسفانه با آویزان کردن خود به جمعیت کثیر حامیان فکر و اندیشه مهندس موسوی آن کردند که نباید٬ سایر شعارهایی که داده شد٬ بیانیه هایی که صادر شد و اعتراضات آرامی که برگزار شد همگی نشان از این داشت که هنوز کسانی در این دیار هستند که به جای اینکه منتظر معجزه باشند٬ خود را معجزه آفرین میدانند و این قدمی مثبت و حداقل قابل تامل است.
مدیریت وبلاگ آنچنانی٬ نه وابسته به اینگونه از مردم و نه طیف مقابل آنان است و بیطرفی محض خود را اعلام میدارم و اساسا در مقام این نیستم که چنین بنگارم. همانگونه که در طی این یک هفته اینگونه نمودم.
اما امروز از طریق سایت ستاد مهندس میرحسین موسوی بیانیه ای را خواندم که به امضای جمعی از برجسته ترین حقوقدانان کشور رسیده و حداقل این سایت مدعی آن است و این تنها انگیزه ای برای این دانشجوی حقوق شد تا این نگاره را بنگارم. http://ghalamnews.ir/news-21171.aspx 
اسامی برجسته ای در ذیل این بیانیه به چشم میخورد از جمله دکتر ناصر کاتوزیان٬ آیت الله دکترسید مصطفی محقق داماد٬ دکتر هدایت الله فلسفی٬ دکتر محمدعلی اردبیلی٬ دکتر رضا نوربها و در مجموع ۵۸ تن از برترین اساتید حقوق کشور.
دیدن این اسامی ترغیبم کرد که مجدد بیانیه را بخوانم. و اکنون این سوال بی پاسخ آن هم از روی بیطرفی و صرفا از نگاه یک دانشجوی رشته حقوق در ذهنم ایجاد شده است که چگونه است که اساتید حقوق که خود داعیان برپایی عدالت در جامعه هستند و از کوچکترین بی عدالتی٬ به حق صدایشان بلند است٬ در این بیانیه جانب انصاف را رعایت نکرده اند و حق پوشی نمودند؟
چگونه است که در کلاسهای حقوق اساسی چنانگونه تقدس قانون و اهمیت قانونگرایی را به خورد من دانشجو میدهید که گویی وحی منزل است اما پای اعتراضات به قول شما مسالمت آمیز که در میان می آید٬ قانون تنها کتابی است بی رنگ و اثر؟
چگونه است که در این بیانیه تنها سخن از شلیک و بازداشت و ضرب و جرح و تخریب و ... آورده اید اما دریغ از کوچکترین اشاره به قانونگریزی معترضین؟
مگر نه اینکه خود در مباحث حقوق اساسی ۲ ٬ مشخصا در بحث آزادیهای مدنی و خصوصا در بیان نحوه و فلسفه اخذ مجوز برای هرگونه تجمع از وزارت کشور بیان میدارید که این مجوز بر اساس قانون الزامی است و بدان معنی است که در صورت نداشتن مجوز٬ امنیت تجمع کنندگان و نیز غیر آنان به عهده مسئولین آن تجمع است؟ مگر نه اینکه می گفتید اساس اخذ این مجوز به هدف برقراری امنیت افراد حاضر در آن تجمع است و نه چیز دیگر؟
چگونه است که حضرات کوچکترین اشاره ای به این امور نداشته اند؟ و آیا این جز بدین معنی است که شاید هرآنچه شما تدریس می کنید لزوما مورد استنادتان قرار نخواهد گرفت و اساسا در صورت لزوم آن را به دست فراموشی میسپارید؟
اگر واقعا اینگونه است٬ چه صدایتان بلند است به قانونگریزی طرف مقابل؟ شما که خود به  آنچه مدعی هستید پایبند نیستید٬ شما که امروز بر اساس مقاصد سیاسی خود بیانیه ای را امضاء نمودید که کاملا انصاف و بیطرفیتان را زیر سوال برده است٬ دیگر چه انتظار است از طیفی که نه فقط ادعای قانونمندی به بزرگی ادعای شما ندارد بلکه در قله قدرت قرار دارد و شما بهتر واقفید که حرص قدرت چه ها میتواند کند.
به عنوان دانشجوی حقوق برای اولین بار در صداقت و عدالتجویی شما اساتید بزرگوار تردید نمودم.
و سؤال بی پاسخ دیگر اینکه اگر مدعیان عدالت خواهی خود انصاف را قربانی اهداف دیگر کنند٬ دادخواهی به که باید برد؟ 
تنها امري كه جسارت ايراد اشكال به حضرات اساتيد را براي اين دانشجو ايجاد نمود اين كلام معصوم است كه:
قال أَبو محمَّدٍ العسكرِي(ع):
«قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ مَنْ سُئِلَ عَنْ عِلْمٍ فَكَتَمَهُ حَيْثُ يَجِبُ إِظْهَارُهُ تَزُولُ عَنْهُ التَّقِيَّةُ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُلْجَماً بِلِجَامٍ مِنَ النَّارِ»
«اگر از کسی دربارۀ علمی سؤال شود و او آن را مخفی کند در حالی که اظهار آن واجب است و او در حال تقیّه نیست در روز قیامت با افساری از آتش محشور می­گردد.»
کتاب اصول کافی ج7 و وسایل الشیعه ج27 باب کتمان شهادت
 
 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 12:17  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
(به مناسبت ۲۹ خرداد سالروز درگذشت دكتر شريعتي)
 
 
ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من   بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!...
 
بقيه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 18:20  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
Creative Globes
 
بقيه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 20:58  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
من چي بگم آخه !!!!!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 20:44  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 22:25  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
شما هم امتحان کنین !!!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 22:18  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 

RealPlayer 11.0.0.673

size: 11.68 MB
 
بروز شده در تاریخ شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸
 
برای دریافت لینک دانلود به ادامه مطلب مراجعه نمائید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 19:47  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
 
 
میلاد حضرت فاطمه و روز مادر مبارک 53.gif
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 8:44  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
 
و وبلاگ آنچنانی یک ماهه شد...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 6:15  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
زندگي همچون يك خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است و تو درآن غرق . اين تابلو را به ديوا ر اتاق مى زنى ، آن قاليچه را جلو پلكان مى اندازى، راهرو را جارو مى كنى، مبلها به هم ريخته است مهمان ها دارند مى رسند و هنوز لباس عوض نكرده اى در آشپزخانه واويلاست وهنوز هم كارهات مانده است .
 
بقيه در ادامه مطلب
 
دکتر شریعتی
فرستنده: خانم گیسو

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 22:51  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 20:17  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 17:54  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
 
روزگاري دو درويش با حالي نزار گوشه اي از بيابان رو ي زمين افتاده به خود مي پيچيدند. وضعي بس اسفناك. آفتاب سوزان زمين سوزان لباسهايي پاره لبهاشان تفتيده از شدت تشنگي و سنگها بر سينه از فرط گرسنگی.
دسته اي از مورچگان كه پشت به پشت هم در حال گذر بودند با مشاهده اين اوضاع بر اساس نهاد پاك الهيشان آه از دل كشيدند. سر دسته موران تصميم گرفت فكر چاره كند تا دو درويش از مرگ نجات يابند. به كنارشان آمد و با صداقت تمام آنها را دعوت كرد كه براي رفع اضطرار و نجات جان خود همراه موران به سمت جنگل بروند.
دو درويش با شنيدن اين خبر جستي زدند و در پي دسته موران به حركت درآمدند. مورچگان پاك نيت آندو را به انباري كه محصول تلاش يك ساله خود را در آن ذخيره كرده بودند راهنمايي كردند. ابتدا موران وارد انبار شده و در پي آنان دو درويش وارد و ديوانه وار به خوردن مشغول شدند. و موران با تماشاي اين كار خود احساس لذت و رضايت خاطر ميكردند و به تماشاي آنان نشستند.
خلاصه خوردند و خوردند و خوردند تا اينكه بر سر آخرين تكه از غذايي كه كف انبار باقي مانده بود با هم گلاويز شدند. هر يك ديگري را به پرخوري متهم ميكرد و با تمام توان براي به چنگ آوردن آخرين لقمه به زد و خورد مي پرداختند.در همين ميان كلاغي با شنيدن اين سر و صدا به درب انبار آمد و پس از آگاهي از علت درگيري آندو را از وجود انباري ديگر آگاه كرد.
دو درويش كه ديگر هيچ شباهتي به آن دو درويش افتاده در بيابان نداشتند با شنيدن اين كلام دوان دوان از انبار موران خارج شدند تا زودتر به انبار جديد برسند. 
و موران یک به یک له شده بودند.
 
راستي شما از كدام دسته ايد؟؟؟
محسن
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 20:3  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 20:2  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
گویند مرد زاهدی با شیطان کشتی گرفت و شیطان را به خاک انداخت. شیطان وعده داد اگر مرا رها کنی هر روز سکه‌ای در یافت خواهی کرد ، مدتی شیطان سکه‌ها را می‌داد و دیری نپایید که جریان سکه‌ها قطع شد و چون بار دیگر زاهد به مصاف شیطان رفت، شکست خورد؛
چرا که سکه های شیطان کار خود را کرده بود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 20:2  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 20:32  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 13:36  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
Top 10 Most Dangerous Roads of the World - The Death Road
بولیوی
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 7:17  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
 
 
7.66MB
 
بروز شده در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 22:22  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
گزيری ندارم که شعری بگويم

دل نازکت را به نحوی بجويم

بگويم که پشتم به خورشيد گرم است

زمانی که گل می کنی روبرويم

وحالا در اين قحطی آب واحساس

دلم را کجا -مثل دستم - بشويم؟

از اول تو بی پرده با من نگفتی

که بی پرده حالا من از خود بگويم!

من از تشنگی های خود با تو گفتم

واز مخزن بغض ها در گلويم

جواب تو تکرار تلخ عطش بود

و سنگی که لغزيد سوی سبويم

گل لحظه ها را-به مفهوم مطلق-

اجازه ندادی کنارت ببويم

اجازه ندادی که چشمت بيفتد

به چشم سکوت من و های و هويم

وحالا.............

تو با برق الماس چشمت clickكن:

بميرم؟ بمانم؟ بخندم؟ بمويم؟
حسن حسيني
فرستنده: گيسوي عزيز
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 23:50  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
شبهاست ديدگان پري غرق گريه است
از ترس فاش اشك به صورت نهاده دست
 
آنقدر از سحاب دو چشمش بريخت اشك
كز برق ديده اش ز دو صد ابر برق جست
 
هرچند اشك و آه به بيگانه رو نكرد
ليكن رسيده سوز و فغانش به دوردست
 
هر شام و هر سحر غم دل با خداش گفت
غير از خدا به راز مگر محرميش هست
 
او خود پري نبود كه يارش پريوش است
نامش پري ز هم نفسي با پري شده است
 
يكتا نگار و يار عزيزش از او بريد
صياد كشت و همچو غزالي ز دام جست
 
افسوس و آه بر همه پيمان كه او گرفت
پيمان عشق از سر پيمانه اي شكست
 
هر روز ورد اوست كه يار ار چه رخ كشيد
اما تلالؤش همه شب بر ستاره هست
 
هرچند كان پريوش زيبا وفا نكرد
قدسي نگر چه سان ز وفا پاي او نشست
محسن
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 23:14  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
باز بگین خانومها نمی تونن !!!
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 21:21  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 23:42  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 21:25  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 21:18  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 

 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد و پاسخ گفتن و دیدار یاران را .

نگه جز پیش پا را دید نتوان

 که ره تاریک و لغزان است.

 وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

 نفس کز گرمگاه سینه می آید برون  ابری شود تاریک

چو دیوار ایستند در پیش چشمانت

نفس کین است پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک ؟

اخوان ثالث

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:7  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
هر کسي سهم خودش را طلبيد

سهم هر کس که رسيد

داغ تر از دل ما بود

ولي نوبت من که رسيد

سهم من يخ زده بود!

سهم من چيست مگر؟

يک پاسخ

پاسخ يک حسرت!

سهم من کوچک بود

قد انگشتانم

عمق آن وسعت داشت

وسعتي تا ته دلتنگيها

شايد از وسعت آن بود
 
که بي پاسخ ماند
با تشكر از گيسوي عزيز
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 23:5  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو
 
يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو
 
تو اگر كوچ كني بغض خدا مي شكند
 
صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 21:42  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
همه شب با دلم کسی می گفت
 
"سخت آشفته ای ز دیدارش "

صبحدم با ستارگان سپید

می رود می رود نگهدارش

گیسویم در تنفس تو رها

می شکفتم ز عشق و می گفتم

"هر که دلداده شد به دلدارش

ننشیند به قصد آزارش

برود چشم من به دنبالش

برود عشق من نگهدارش

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 11:38  توسط محسن خيري mohsen kheiri | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
آرشیو موضوعی
دانلود
ترفند
سخن آنچناني
SMS
شعر
عكس آنچناني
متفرقه
ترينها
کلیپ
نویسندگان
محسن خيري mohsen kheiri
گيسو
باران
پیوندها
سايتي براي نرم افزارهاي بروز شده
تالارهای گفتگو عاشقی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

عناوين آخرين مطالب ارسالي
:: در جواب شعر كوچه ي فريدون مشيري...
:: نگاهی به بیانیه آنچنانی
:: مرثیه دکتر علی شریعتی به قلم شهید چمران
:: كره هاي آنچناني
:: بدون شرح
:: ابراز احساسات آنچنانی
:: ژست آنچنانی
:: RealPlayer 11.0.0.673
:: روز مادر
:: وبلاگ آنچنانی
:: زندگی پر مشغله و خود فراموشی
:: عكس آنچناني از شان پن sean penn در نماز جمعه تهران
:: پله های آنچنانی
:: برداشت سیاسی ممنوع
:: بوسه آنچنانی
:: زاهد و شیطان
:: سخنرانی آنچنانی
:: شکار لحظه ها
:: خطرناکترین جاده های دنیا
:: Firefox 3.5 Beta 99
:: مخزن بغض
:: دو پري
:: شیرین کاری از یک خانوم
:: موبایلهای آنچنانی
:: کارت ویزیت آنچنانی 5
:: مبلمان آنچنانی
:: زمستان است...
:: سهم بي پاسخ من
:: گريه
:: سفر

Mohsen Kheiri's Profile
Mohsen Kheiri's Facebook Profile

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جستجوگر گوگل
Skamu.com - The only place for Myspace icons, Orkut avatars, and profile codes

free counters
 


سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد


LinkBox.ws - Link Box Exchange